شیزکت

ادبیات فیلم و آهنگ

شیزکت

ادبیات فیلم و آهنگ

سوتی

بیشترین  سوتی ها و اشتباهات در فیلم ها چیست و چگونه می توانم هنگام نوشتن از آنها اجتناب  کرده یا آنها را اصلاح کنم؟

در طی چند سال گذشته فیلم نامه های بسیاری مطالعه کرده ام و ده مورد از اشتباهات بارز و کلیشه ها ی مورد علاقه ام را  در زیر دسته بندی کرده ام.از این اشتباهات  اجتناب کنید یا خلاقانه با آنها دست و پنجه نرم کنید.در زیر این کلیشه ها دسته بندی شده اند:

1.اولین سکانس  فیلمنامه این است که شخصیت تحت تاثیر رویایی که دیده، راست در تختخواب خود  نشسته است.این صحنه پردازی بسیار کلیشه ای شده و می توان آن را در صحنه آغازین فیلم سلاح عریان دید(می توانید در سایت یوتیوب این قسمت را مشاهده کنید).کاملا مشخص است  اگر در آن زمان این صحنه پردازی کلیشه ای بود اکنون نیز بدون شک همینطور است.

2.نوع دیگری از این گاف ها بدین گونه است : در سکانس پایانی می فهمیم همه ی ماجرایی که در فیلم اتفاق افتاده رویایی بیش نبوده است.بله،این موضوع در مورد جادوگر شهر از نیز اتفاق می افتد ولی خوانندگان هنگام خواندن فیلمنامه غر غر نمی کنند.مثل مترسک شهر از،زیرک و باهوش باشید و از این تاکتیک بترسید و دوری کنید.

3.عدم تشخیص نقاط قوت فیلمنامه،می دانید که در نوشتن فیلمنامه توصیف و نشان دادن موضوع ،از گفتن صرف بهتر است.من نیز استنباط  خودم را به آن اضافه می کنم :لحظات سینمایی را تشخیص بدهید.برای نمونه فیلمنامه ای را که به تازگی مطالعه کرده ام عنوان می کنم.

در چهار صفحه دیالوگ فیلمنامه ،شخصیت ها در مورد کاری که  انجام داده بودند و کاری که قصد انجامش را داشتند،گفتگو می کردند،داستان از این قرار بود که درگیری با اسلحه پیش می آید و در نهایت مارتینل کشته می شود.

انگار همه چیز به زور در این قسمت گنجانده شده ،اینطور نیست؟چرا، به نوعی همین طور است،خواننده دوست دارد جزئیات اکشن بیشتری از این لحظه ی سینمایی را ببیند و دیالوگ کمتری راجع به چیزی که اتفاق افتاده و قرار است بیفتد،بشنود و شاهد ماجرا باشند نه شنونده ی ماجرا،دست کم دوست داریم بدانیم قاتل مارتینل چه کسی است.چطور این اتفاق افتاد؟ آیا گلوله از لیوان آب سیب رد شد و او را کشت ؟این جزئیات و نشان دادنشان  از گفتن صرف،بهتر است.

4.از شرح چیزهایی که نمی توان در فیلم نشان داد اجتناب کنید.برای مثال:

"جان" می دانست باید چه کند،اما وقتی حرفهای مادر پیرش را به خاطر می آورد،مردد می شد.

افکار،احساسات،الهامات و پریشانی درون "جان" را نمی شود در فیلم نشان داد،بلکه باید آنها را به صورت عمل در آورد.به جای اینکه افکار و احساسات و ...را شرح دهید ،می بایست به توصیف عمل،ژست و حالات صورت و صداهایی بپردازید که به خواننده این امکان را بدهد تا از درون "جان" آگاه شود.

5.هم به توصیف و شرح وقایع و هم به نوشتن دیالوگ ها بپردازید.انسانی شرور را تصور کنید که اسلحه ای را به سوی سر گروگان نشانه گرفته و فرد خوب داستان نیز،اسلحه اش را به سمت فرد شرور نشانه رفته است.

فرد شرور:خوشحالم اون رو هدف گرفتی چون به محض اینکه ماشه رو بکشی مغزت رو داغون می کنم.

در گفتگوی بالا هیچ جایی برای" زیر متن" وجود ندارد،گفتگوی زیر بهتر از گفتگوی بالا است:

هری کثیف:یالا،من منتظرم

 

 

در اینجا،مثالی دیگر ذکرمی کنیم:

لفافه های مواد غذایی ،باقی مانده ی هات داگ و تاکو (نوعی غذای مکزیکی )،لباس های باشگاه و زباله های دیگر در باشگاه پخش و پلا شده بود.به نظر می رسید بیش از یک ماه است که کسی آنجا را تمیز نکرده است.واقعا افتضاح بود.

ویرایش زیر از متن بالا مستقیما از فیلم نامه ی راکی گرفته شده است:

باشگاه مثل زباله دانی بیرون شده بود.

توضیح هر چه کمتر،بهتر.بهتر است از توصیف های طولانی خودداری کنید.چون در حال نوشتن فیلمنامه هستید نه زمان.

6.توضیح مستقیم

کارلا:عزیزم،یادته من عمل لیپوساکشن داشتم؟

لری:بله،عروسک من،دوسال پیش بود،هفده ماه از ازدواجمون می گذشت.بعد از اینکه سگمون با پیراشکی خفه شد.

کارلا(با صدایی غمگین):اون وقتا کلی پیراشکی شکلاتی می خوردیم

و غیره ....این نوع اطلاع رسانی مستقیم همچنان ادامه دارد.

بگذارید  اتفاقات به طور طبیعی در نوشته تان نشان داده شوند،نه بدین صورت که در بالا نشان داده شد.مگر اینکه در حال  نوشتن کمدی باشید.

از دیگر توضیحات مستقیم ، خلق  راوی در فیلم است که اطلاعاتی  اندک و اضافی راجع به چیزی که در فیلم و در فلش بک هادیده ایم به ما می دهد و روند پویایی فیلم را متوقف می کند.بهتر است از توضیح مستقیم و  ساخت راوی که فیلم را روایت می کند،خودداری کنید.

7.شخصیت اصلی نویسنده ای است که در پایان فیلم با فروختن داستان خود (که ماجرایش در فیلم برایش رخ داده)،به موفقیت دست می یابد.در واقع این ایده ی زیرکانه ای است.من نیز مثل هزاران فیلمنامه نویس دیگر این ایده به ذهنم خطور کرده است.

یکی دیگر از کلیشه های پی رنگ داستان این است:خانواده ی سو کشته شده اند و اکنون سو می بایست قاتل را بیابد (تا بی گناهی خود را اثبات یا از قاتل انتقام بگیرد).اگر این ایده به ذهنتان خطور کرده،به داستان پیچ و تابیمنحصر به فرد بدهید و با روشی متقاعد کننده و اصیل  آن را پیش ببرید.

8.عنوان صحنه فلیمنامه گیج کننده است.برای مثال عنوان زیر را در نظر بگیرید:

خارجی-صبح روز کریسمس-روز

که ر آن هیچ مکانی مشخص نشده است.

مشکل دیگر،بی ربط بودن عنوان ثانویه است.به مثال زیر دقت کنید که از لحاظ منطقی ،عنوان دنباله ی صحنه اصلی (master scene) نیست.

"خارجی-مرداب -روز

لری به سختی  از مرداب بیرون می آید.

حمام

لری صورتش را در سینک می شوید."

چطور یک دستشویی می تواند جزئی از مرداب باشد و چگونه ناگهان  از نمای خارجی به نمای داخلی  رسیده ایم؟اطمینان حاصل کنید می دانید مستر سین و عنوان ثانویه چیست و چه استفاده ای دارند.

در آخر،از توصیف زیاد در عنوان صحنه خودداری کنید:

خارجی-شبی طوفانی است و ماه از میان درختان به جنگل می تابد.

که در واقع باید به صورت زیر نوشته شود:

خارجی.جنگل-شب

توصیف را برای بخش هایی که به توصیف نیاز دارند،نگاه دارید.

9."شخصیت اصلی  نیرومند و خوش قیافه است."اگر شخصیتتان نیرومند و خوش قیافه است،بگذارید خودش این را با طرز عملش ثابت کند.

10.آخرین مثال کلیشه ای ما،معرفی نامه  است:سوزی با اهریمن درون خود مواجه می شود.

در دنیای بیرون اهریمنان بیشتری وجود دارند چرا که دائما با معرفی نامه ها با آنها درگیر می شوید و این درگیری تنها شامل حال معرفی نامه تان نیست.معرفی نامه جای اعترافات شخصی نیست،زمانی من نیز با این اعترافات، نیز سعی کردم با اهریمن خود مواجه شوم،اما ای وای... کابوس آن معرفی نامه هنوز هم  ادامه دارد.

قطع به :

دیو نیرومند و خوش  قیافه ناگهان در تخت راست می نشیند!

به نوشتن ادامه دهید ...و  با استعدادی خلاقانه این کار را انجام دهید.

دیو تروتر

 

پ ن:دیوید تروتر،که عنوان دکتر فرمت را نیز یدک می کشد،نویسنده ی "کتاب مقدس فیلمنامه نویسان" است –که اکنون ویرایش پنجم آن در بازار موجود است -.در این کتاب  جدیدترین فرمت ها،بازار فیلمنامه،راهنمایی هایی برای بهتر نوشتن و غیره موجود است.از دیگر مسئولیت ها ی وی به عنوان فیلمنامه نویس و مشاور فیلمنامه(درمیان شرکت هایی که برایشان کار کرده )می توان به  پروژه هایی برای شرکت والت دیزنی ،شرکت جیم هانسون و York Entertainment  اشاره کرد.آثار  دیگر او عبارتند از : دکتر فرمت به سوالات شما پاسخ می دهد(ویرایش سوم)و کتاب مقدس نویسندگان غیر وابسته .

 

ازدواج فامیلی

ازدواج فامیلی رو خارجیا بد میدونن و ازدواج پسر عمو و دختر عمو،یا پسرخاله و دخر خاله مثل زنا با محارم میمونه براشون،که خیلی هم کار خوبیه

اکثر ازدواجای فامیلی که دیدم به بچه با معلولیت ذهنی،جسمی ،سندرم داون و ...منجر شده

واقعن چیز چندشیه، پسرعموبا دخترعمو، پسرعمه و دختر دایی، دختر عمه و پسردایی،

موندم چرا ایرانی ها انقدر دنبال ازدواج فامیلین؟ بعدم مهاجرتم میکنن با طرف، وقتی داره میگه پسر عموم بوده طرف، اون خارجیه میخاد بالا بیاره،

البته خب نمیدونن بده ازدواج فامیلی، انگار آدم میخاد میمون پس بده به عنوان بچه که فرضیه داروین بهتر ثابت شه،

بگذریم،موندم طرف چطور از بچگی دنبال سکس با پسر خالش بوده مثلن،بعد خانواده چجور میپذیره که مثلن بچه برادرت بیاد سراغ بچه خودت؟ واقعن زنا با محارم نیست،پس چیه؟ اننتظار بچه سالم هم دارن، وقتی با چشمای گریون میگن، وای من بچه اولم سالم بود، میخام بگم احتمالات روی بچه دوم متوقف نمیشه،یا اینکه گفتیم دومی سالم شه،این دیگه خبلی مسخرست، البته جزخودشونم کسی زجر نمیکشه ،کسی هم نمیتونه از بچشون نگهداری کنه بعد مرگشون